سال نو مبارک دوستان 👋 توی سال 404 دوست دارم تلاش کنیم برچسب 404 Not Found به مشکلاتمون بزنیم. یکی از مشکلات خیلی شایع که مهندسهای نرمافزار باهاش مواجه هستن سندروم ایمپاستر (Imposter Syndrome) هست که متأسفانه تا حد زیادی مانع پیشرفت و دستیابی به موفقیتها میشه. توی ادامه میخوایم درباره اون بیشتر صحبت کنیم، مثال بزنیم و راههای مقابله با اون رو تمرین کنیم.
سندروم ایمپاستر؟! 🤔
سندروم ایمپاستر یک الگوی روانی هست که توی اون شخص نمیتونه به اندازه کافی احساس خوب بودن کنه و حتی وقتی که شواهد این رو نشون میده، شخص نمیتونه دستاوردها و تواناییهای خودش رو بپذیره و همیشه با یک حس شک و تردید به اونها نگاه میکنه. جالبه که بدونین اسم دیگهٔ این سندروم، سندروم خودویرانگری هست!
نشانههای این سندروم
توی ادامه میخوایم نشانههای این سندروم را با مثالهایی اختصاصی از دنیای مهندسی نرمافزار بررسی کنیم.
شک به خود (Self-Doubt)
توی این حالت شخص دائماً از خودش سوال میکنه که آیا به اندازه کافی خوب هستم؟ آیا دانش من به اندازه کافی هست؟ آیا تونستم این مسئله، تسک یا باگ رو به خوبی رفع کنم؟ حتی وقتی شواهد نشون میده که شخص واقعاً خوب و شایسته بوده.
مثال: فرض کنیم یک تسک خیلی پیچیده و مهم رو به پایان رسوندیم که کمک زیادی به تیم کرده، اما بجای اینکه احساس افتخار و دستاورد کنیم، مدام به خودمون میگیم که «فقط خوششانس بودم، و اگه واقعاً میدونستم دارم چکار میکنم، انجامش تا این قدر طول نمیکشید و بهتر میتونستم تسک رو تحویل بدم.»
ترس از لو رفتن
توی این حالت شخص همیشه فکر میکنه به اندازه کافی خوب نیست، مهارتهای کافی رو نداره و نگرانه که دیگران این رو متوجه بشن. حتی اگه واقعاً خوب باشه و مهارتهای کافی رو داشته باشه.
مثال: فرض کنین توی یک جلسه کاری هستیم و مدیر ازمون میخواد که برنامهای که نوشتیم رو توضیح بدیم. اما یه لحظه مکث میکنیم و پیش خودمون میگیم که «نکنه واقعاً نتونم خوب توضیح بدم و اونها متوجه بشن که کارم رو به خوبی انجام ندادم و در نتیجه فکر کنن که من به اندازه کافی خوب نیستم»
دستهکم گرفتن دستاوردها و تواناییها
توی این حالت شخص دستاوردها و تواناییهای خودش رو دستهکم میگیره و اونها رو به چیزهایی مثل شانس، کمک دیگران و یا عوامل خارجی نسبت میده.
مثال: فرض کنیم بعد از یک دستاورد قابل توجه از طرف ما، مدیر ازمون تعریف میکنه و میگه «ایول خیلی کارت خوب بود». اما شما جواب میدین که «خیلی هم سخت نبود. راستش با کمک استکاورفلو و ChatGPT تونستم این کار رو انجام بدم»
